حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

2 ماهگیت مبارک عزیزما

2ماهگييييييييييت مباااااااااارك. روزا مثل برق و باد ميگذره! فرشته كوچولوي ما، انگار همين ديروز بود كه زميني شدي و دل مامان و بابا رو به آسمونا بردي...   روز 28 ام فروردین نوبت واکسنت بود که من و عمه زهره و بابایی شما رو بردیم تا واکسن بزنیم گلم شما خواب بودی و دکتر هر چقدر تلاش میکرد که بیدارت کنه نمی تونست ، من بهشون گفتم من وقتی پوشکشو باز میکنم چشماش رو باز میکنه ولی باورت میشه این کار رو هم کرد اصلا چشماتو باز نکردی فقط یه خورده صدا در آوردی ، دکتر میگفت چقدر دخترت خوشخوابه  ، البته نمی دونست که شما اگه نخوای بخوابی ، ما هرکاری هم کنیم نمی خوابی ، به قول عمه سمانه دخترمون برنامه خواب و بیداریش دست خودشه ، فدات بشیم اله...
29 فروردين 1393

سیزده بدر در نهر پشته

سیزده بدرت مبارک یکی یدونه ما الهی قربونت بریم که داری سبزه گره میزنی ، فرشته ما اینجا 44 روزته       جگرگوشه ما ، انشاله با جمع شدن هفت سین نوروزیمون، قرآنش نگهدارت، آینه اش روشنایی زندگیت، سکه اش برکت عمرت،سبزیش طراوت و شادابی دلت، ماهیش شوق ادامه زندگیت باشه ، سیزدت بدر   ...
20 فروردين 1393

چهلمین روز تولدت مبارک

عزیزم خیلی خوشحالیم که چهل روز ابتدای زندگیت به خوبی سپری شد و به قول بابایی یه مرحله رو با موفقیت گذروندی ، چهل شبانه روز با تو بودن برامون یه دنیا زیبایی به همراه داشت.گذشت ولی تمام ثانیه ثانیهاش برامون خاطره شد. لحظه لحظهاش برامون دوست داشتنی و عزیزه ،در این روزها زل زدن به تو رو با هیچ چیزی عوض نمی کردیم .   بالاخره ٤٠ روزگيتم رسيد.زماني رو كه خيلي انتظارشو ميكشيدم!آخه شبا نمی خوابیدی البته همه شبارو شب زنده داری نمی کردی ولی اکثرا شبا بیدار بودی اونم نمی شد حدس زد که امشب می خوابی یا بیداری ؟ بعضی مواقع کل روز رو که خواب بودی شب هم میخوابیدی ولی اگه روز با توجه به راهنمایی بزرگترها سعی می کردیم بید...
17 فروردين 1393

اولین حضور حسناجان در دیار پدریش

دخمل قشنگمون این عکسارو موقعی که تو اراک بودیم و می خواستیم بریم عیددیدنی گرفتیم تو اولی35 روزه و تو دومی 36 روزته ، عزیزدلمون ماشاله چقدر هم لباسات بهت میاد ، مبارکت باشه جیگرمون       این عکس رو هم تو مزرعه حسین آباد گرفتیم ، گلم اینجا 36 روزته ،هزارماشاله چیزی نمونده که چلت دربیاد و بیقراری های شبونت تموم شه ،فدات بشیم که ماشاله داری بزرگ میشی     ...
16 فروردين 1393

نوروز93 با حسنا جون

دختر گلمون امسال آغاز سال نو برای ما به خاطر وجود نازنین تو یه رنگ و بوی دیگه داشت و خدا با هدیه دادن تو به ما ، این عید رو برای ما بهترین عید کرد ، خدایا ممنون.   دخمل عزیزمون این عکس رو بعد از تحویل سال نو تو خونمون گرفتیم   اینارو هم خونه مامانی و بابایی تو شهریار گرفتیم     عیدت مبارک نفس ما ؛ ایشاله سال خوبی سرشار از سلامتی داشته باشی ...
15 فروردين 1393
1