2 ماهگیت مبارک عزیزما
2ماهگييييييييييت مباااااااااارك. روزا مثل برق و باد ميگذره! فرشته كوچولوي ما، انگار همين ديروز بود كه زميني شدي و دل مامان و بابا رو به آسمونا بردي... روز 28 ام فروردین نوبت واکسنت بود که من و عمه زهره و بابایی شما رو بردیم تا واکسن بزنیم گلم شما خواب بودی و دکتر هر چقدر تلاش میکرد که بیدارت کنه نمی تونست ، من بهشون گفتم من وقتی پوشکشو باز میکنم چشماش رو باز میکنه ولی باورت میشه این کار رو هم کرد اصلا چشماتو باز نکردی فقط یه خورده صدا در آوردی ، دکتر میگفت چقدر دخترت خوشخوابه ، البته نمی دونست که شما اگه نخوای بخوابی ، ما هرکاری هم کنیم نمی خوابی ، به قول عمه سمانه دخترمون برنامه خواب و بیداریش دست خودشه ، فدات بشیم اله...








